تبلیغات
الف،ب،پ،...،"م.آسمان"،دارم پرواز میکنم... - ماهی

ماهی

دوشنبه 24 بهمن 1390 21:50

نویسنده : مریم اخزری



چه فرقی میکند

از کجا شروع شده باشد

وقتی با نگاه زمستان زده ی تو

چتر روی شعرم میگیرم

تا لباس عروسی ام خیس نشود

وقتی تو به شعر های من شک کنی

و من هرچه قرآن بخوانم

و دعا کنم

تا شب آرزویی برسد

که خنده های تو به لب های من ،

و من روسری ام را در دست بگیرم

و به دور تو بچرخم و هی بچرخم و هی...

گیج می افتم توی حوضی که 

از زمستان من پر است

آنقدر میمانم که

ماهی های گرسنه

سیر شوند

قرنها بعد...

ماهی شده ام

با تور سفیدی گرداگرد

نهنگها 

کودکان من بودند

و حرفهایشان درمن

ترس از آب را ادامه میداد.





دیدگاه ها : ماهی
آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 08:11