تبلیغات
الف،ب،پ،...،"م.آسمان"،دارم پرواز میکنم... - زن

زن

چهارشنبه 23 فروردین 1391 17:23

نویسنده : مریم اخزری



به هرزگی اش نگاه نکن

مادران زیادی در او بهشت را فروختند

تا برای کودکانشان هفت سین بخرند

تا شمع های یکسالگی انقدر زیاد شود

که صد سال بعد حتی

آتشی که از این خانه بر می خیزد

با هیچ فوتی خاموش نشود

قرن ها بعد

خاکستر زن

هنوز بوی مردانی را میدهد

که پس از هر سرگیجه به دامنی می افتادند

که بهشت زیر پایش

آتشکده ای بود

تا هر شب

نطفه ی کودکانش را در آن غسل تعمید دهد

و به هر بوسه

خون تف میکرد به خودش

و به سینه اش

که بار سنگین نفس هایش را به دوش می کشید

شبی لابه لای زنانگی اش دیوانه شد

و به هر صدا

گلوله ای از دهانش بیرون می پرید

آنقدر دیوانه شد

که بال به خود بست

و رفت

تا ستاره اش را

در آسمان خاموش کند.




دیدگاه ها : زن
آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 07:10